تبليغاتX
قهوه ی آرامش... - سایه تنهایی من...

قهوه ی آرامش...
کسی راز مرا داند؟...


شب تنهایی و روز غم من

کیست جز سایه من همدم من؟

نوز نشکفته چرا پژمردی؟

شاد ناگشته ز غم افسردی..

شد خزان تازه بهار تو چرا ؟

زود آمد شب تار تو چرا؟

عشق ناباخته بد نام شدی

دل نپرداخته ناکام شدی

کس ندیدم به ناکامی تو

عاشقی نیست به بد نامی تو .....

سایه تنهایی من....تنها همدم من...چرا خون میچکد از شاخه ی گل؟

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 10:41 توسط مرضیه |