تبليغاتX
قهوه ی آرامش... - غریبانه

قهوه ی آرامش...
کسی راز مرا داند؟...



بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
دیرن خانه غریبند ، غریبانه بگردید

یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید

یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست
قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید

یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟
ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید

یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید

نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاس ، همه خانه بگردید

تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد
گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید(همان دوست شمایید...در این خانه بگردید...)

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 21:17 توسط مرضیه |